تبلیغات
شناکردن خلاف جهت - 23 بهمن سالروز فاجعه زمین فوتبال چوار گرامی باد
 
شناکردن خلاف جهت
متعهد بمان به این لعنت / به شنا کردن خلاف جهت

سالها پیش در 23 بهمن ماه و در بحبوحه جنگ تحمیلی، مسابقه فوتبالی بین تیم های منتخب چوار و ایلام در زمین خاکی چوار از توابع شهرستان ایلام برگزار شد. این مسابقه دوستانه جهت آماده سازی تیم ایلام برای شرکت در مسابقات کشوری بود. دو تیم با آمادگی کامل به این مسابقه آمدند و در حضور تماشاگران بازی را آغاز کردند. این مسابقه که تا دقیقه 55    2 بر 1 به سود ایلام در جریان بود، ناگهان با حمله جنگنده های هوایی رژیم بعثی مواجه شد و مورد بمباران قرار گرفت. بازیکنان و تماشاگران که گرم بازی بودند، ناگهان با بمب ها و ترکش ها مواجه شدند و در این حادثه وحشتناک 15 نفر شهید و دهها نفر زخمی شدند که فاجعه ای عظیم و فراموش ناشدنی در تاریخ ورزش ایران است. فاجعه ای که خانواده های زیادی را داغدار عزیزانی کرد که بدون هیچ دفاع و سلاحی فقط فوتبال بازی میکردند و برای ورزش گرد هم جمع شده بودند و می خواستند که با سلامت زندگی کنند. جوانانی که قربانی وحشیگری صدام ملعون و رژیم جنایتکار او شدند. شهیدانی که مظلوم ترین شهیدان عالم بوده و هستند. چرا که با توجه به عمق فاجعه و وحشتناکی آن انتظار میرفت که حداقل به این مسئله درخور پرداخته شود اما متاسفانه آن طور که باید و شاید این مسئله شفاف سازی نشد و نسل ما غالبا از این فاجعه بی اطلاع هستیم. ضمنا بزرگمردانی همچون شهید کمالوند، شهید هزاوه، شهیدان مظفری، شهید کریمی، شهید عباسی و ... و جانبازان گرانقدر آقایان گهر سودی، نورمحمدی و ... که به شهادت رسیدند،یا جانباز شدند، اغلب برای ما ناشناخته هستند و مراسم یادبود در خور توجهی برای آنان برگزار نشد.

این فاجعه که مردم ایلام را در شوک عظیمی فرو برد، ناشناخته و گمنام ماند. شاید اگر مسئولان پیکر چاک چاک شهیدان را در آن لحظه می دیدند و اشک های مادران جگر سوخته را درک میکردند و ضجه های فرزندان یتیم شده را می شنیدند، شاید حادثه چوار امروز اینقدر مظلوم نبود.اشکهای علی هزاوه فرزند نونهال شهید حسین هزاوه (که آن روز همراه پدرش به آن زمین رفته بود ) را چه کسی پاسخ میدهد؟آیا این کودک که مرگ پدرش را از نزدیک دید، اکنون که جوانی رعنا شده است، هرگز این صحنه را فراموش میکند؟ آیا پیکر تکه تکه شده پدرش لحظه ای از جلو چشمانش کنار میرود؟ آیا آن خلبان لحظه ای از عذاب وجدان این جنایت رها میشود؟ خلبانی که اکنون در پاریس راننده تاکسی است و جامعه بین المللی هیچ مجازاتی برای او در نظر نمی گیرد که اینچنین مردمانی را به قتل رساند که تنها گناهشان فوتبال بود.

 این فاجعه ورزشی داغی است همواره تازه برای مردم ایلام و ننگی است همواره پایدار برای رژیم قاتل صدام و آنان که صدای ناله کودکانی که بر پیکر تکه تکه شده پدر گریه می کردند را نشنیدند و مظلومیت شهیدان این خطه را فراموش کردند. شهیدانی که گمنام و بی دفاع فقط برای فوتبال جان خود را از دست دادند و شایسته است که برای پاسداشت این حادثه و زنده نگه داشتن نام این مظلومان مراسمی در خور برگزار شود و 23 بهمن به عنوان روزی مهم در تاریخ ورزش ایران باقی بماند و برای بزرگداشت آن برنامه ای در نظر گرفته شود و در بازی های مهم از آن یادی شود.

هنوز صدای بچه ای که                                                            فریاد میزد تو گوشمه

میگفت بابا پاشو پاشو                                                                  واسه یتیمی زودمه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1396/05/24 09:50
Thanks very nice blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقــت خوش افتد همان جــاست بهشت
دوزخ از تــــــیــــــرگی بـــــخــــت درون تـــــــو بود
گــر درون تـیــره نــباشــد همه دنیاســت بهشت

دوستان عزیزی که از وبلاگ دیدن میکنید، با نظر دادن مارا در بهتر اداره کردن این وبلاگ یاری کنید. منتظر نظرات شما هستیم

با تشکر و آرزوی بهترین ها برای شما
مدیر وبلاگ : رضا شیرخانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ

كد ماوس






فال حافظ


داستان روزانه

Flying Icon
هاست لینوکس