تبلیغات
شناکردن خلاف جهت
 
شناکردن خلاف جهت
متعهد بمان به این لعنت / به شنا کردن خلاف جهت
چهارشنبه 1394/06/11 :: نویسنده : نگار فتاحان       
 یک دوستی داشتم پلوی غذایش را خالی میخورد . گوشت و مرغش را می گذاشت اخر کار . میگفت: میخواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم . همیشه هم پلویش را که میخورد سیر میشد .گوشت و مرغ میماند گوشه ی بشقابش . نه از خوردن ان پلو لذت میبرد نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغ . زندگی هم همینطور است . گاهی شرایط ناجور  زندگی را تحمل میکنیم .و لحظه هاس خوبش را میگذاریم برای بعد برای روزی که مشکلات تمام شوند. هیچ کداممان زندگی در لحظه رابلد نیستیم همه ی خوشی ها را حواله میکنیم برای فردا ها .غافل از این که زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است .یک روزی به خودمان می اییم می بینیم یک عمر در پلو خالی زندگیمان بوده ایم وگوشت و مرغ لحظه ها دست نخورده مانده گوشه ی بشقاب .دیگر نه حالیست نه میل و حوصله ای.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1394/06/7 :: نویسنده : نگار فتاحان       
 وقتی برای اولین بار دستاشو میگیرفتم تقریبا مردم. ولی بعدها که دستاشو تو دستام گرفتم بهش وابسته شدم و نبود انگشتاش بینا بین فاصله ی انگشتام مرگ تدریجیه. وقتی دوستام کنارمن و عشقمم هست و دستامو میگیره بهم قدرت میده که جلو همه بش بگم عاشقتم.  وقنی عشقم یه روز کامل پیشمه اون وقته که میشه ارامشو معنی کرد...دستاش- صورتش -بوی عطر و تمام چیزهایی که کنارمن تا ارامشو برام بسازن.گاهی نگاهم که میکنه من در او حل میشوم بوسه ک جای خود دارد.  میدانی کار من نیست .کار خداست ک دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده .قشنگ تر از همه اون وقتیه که سرمو بزارم رو شونه ات و دوربین گوشیم این عشق رو ثبت کنه. قشنگه ک سر ب سرم بزاری بم بگی برو دوست ندارم اما از یه نگاهت بفهمم ک ته دلت برام قنج میره. قشنگه که همش دستامو بگیری. اذیتم کنی. یکی زیر یکی رو دستایمان زیبا ترین بافتنی دنیا .حس خوبیه که تو چشات زل بزنم و بت بگم دوست دارم . توام بگی میدونم دیوونه ی خودم. قشنگه وقتی که منو بغل میکنی مطمن باشم که از خوشی میمیرم. قشنگ تر از اون وقتیه که پشت سرم وایسی و موهامو شونه کنی و تهش دوباره موهامو بریزی بهم و شونه رو بپیچونی تو موهام . قشنگه وقتی اون غذایی که دوست داری رو برات درست کنم . بشینم جلوت و غذا خوردنتو نگاه کنم. قشنگه که بری برام پانتومیم بازی کنی و من جای اینکه حواسم به بازی باشه همش تورو نگاه کنم و تو دلم بگم خدایا شکر ک ..... مال منه. عشق من تمام شب رو تو فکر این روز قشنگمون بودم.یه روزی که فراموش نشدنیه... و اینو بدون هزار سال هم که بگذره بازم نگاه های یه دفعه ای تو منو غافلگیر میکنه.خدا رو دوست دارم چون منوتو با همیم.  دوستت دارمایی که بم میگی غوغا میکنه . دستامو ک فشار میدی . جای نیشکون و گاز تموم شیرین کاری های دیگه ات همه و همه تو دلم غوغا به پا میکنه.عشق خاصم اون روز خاص رو هیچوقت فراموش نمیکنم و تا ابد داد میزنم که عاشقتم .......
(نوشته از خودم - برای کسی ک خودش در جریانه )



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1394/06/2 :: نویسنده : نگار فتاحان       
1: نیارمه عمل
2: دی چه رات بکم
3: اسمان بوگد
4:ارا هنههههه خدا
5:تف ده کارت
6:مل باریک
7:خدا بوگت
8:کره گوی بخوه
9:ولا برا
10:بچو کره
11: کر شیرینم مرد
12: ولم که کره
13:دره بنه
14:کره بران
15:بچوو لا کره
16: گنه نهات
17:کره دنگت بور
18:کیف دم
19:تا بزان چه رات کم
20:وه ده ورم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1394/06/1 :: نویسنده : نگار فتاحان       
دلتنگی شبیه تو نیست ... گاه و بی گاه در میزند... هرجا دلش خواست می نشیند... و با حسادت عجیبی درباره ی تو حرف میزند  ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1394/06/1 :: نویسنده : نگار فتاحان       
من دخترم ... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم.... با جمله ای رام میشوم ... با کلمه ای عاشق میشوم...                                        با پشت کردنی ویران میشوم...به راحنی وابسته میشوم... با پیروزی به اوج میرسم... هنوز هم با عروسک هایم حرف میزنم...                                                هنوز هم برایشان لالایی میخوانم...  من دخترم ... پر از راز ... هرگز مرا نخواهی دانست... هرگز سرچشمه ی اشکهایم را نمی یابی...                                            هرگز مرا نمی فهمی....  مگر از نسلم باشی... مگر از جنسم باشی... من دختر ایرانی ام...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1394/05/31 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
سلام
از امروز خانم فتاحان که فامیل و آشنای نزدیک ما هستند به جمع نویسندگان وبلاگ اضافه شده اند و در اداره وبلاگ کمک میکنند.
به ایشان خوش آمد میگم و امیدوارم با مطالب زیبا، کاربردی و مفید خود در هرچه بهتر شدن وبلاگ ما را یاری نمایند.
ضمنا از همه دوستانی که میخواهند با ارسال مطلب به ما کمک کنند دعوت میشود که به جمع نویسندگان وبلاگ اضافه شوند تا وبلاگ هرچه پربارتر و زیباتر شود. همشهری عزیز اگه دوست داری از مطالبت استفاده کنیم در خدمتیم
با تشکر و آرزوی بهترین ها


.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/05/30 :: نویسنده : رضا شیرخانی       

به خیلیا میگیم "دوست"
به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم.
خیلی از این “دوست”ها، دوست نیستن.
همکارن، همکلاسین،فامیل دورن،همسایه ن، یه آشنان
دوست” اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.
اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.
اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی.
اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی

که اگه دلت گرفت بهش میگی “دلم گریه میخواد!”
اونیه که دستت رو میگیره و میگه “میفهمم”.
که نمیخواد براش توضیح واضحات بدی.
اونیه که سر زده خراب میشی سرش.
نمیگی شاید آمادگی نداشته باشه.
چون مهم نیست.
نه برای اون نه برای تو.
حتی اگر خونه ش خیلی کثیف باشه.
یا سرش خیلی شلوغ باشه.
چون همیشه برای تو وقت داره.
دوست اونیه که همیشه برات گزینهء اوله.
اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.
تحقیرت نمیکنه. بهت نمیخنده
بقیه یا همکارن، یا همکلاسین، یا فامیل دورن، یا همسایه، یا یه آشنان
همهء اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن
اما معیار دوستی عوض نمیشه.
برای همین یکی که تا دیروز برات “دوست” بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی قدیمی
بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه “دوست


میزان ثروت هرکس به دست هایی است که وقت گریه اشک هایش را پاک میکنند

و شانه هایی که وقت دلتنگی سر بر آن ها میگذارد”! 



.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1394/05/27 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
چند وقت اخیر شهر سرابله شاهد یک حرکت زیبا و پسندیده از سوی بانوان بوده که واکنش های مختلفی گاه موافق و گاه مخالف را در پی داشته است. پیاده روی های دسته جمعی و شبانه بانوان که حالا آرام آرام بصورت یک فرهنگ عام در می آید، نمود یک اراده همگانی برای رها شدن از قید و بندها و ذهنیت اشتباه "ماندن زن در خانه" است. دسته های چند نفره ی بانوانی که هر شب در جای جای شهر به ورزش میپردازند، علاوه بر اهمیت ورزش و سلامتی و تندرستی - که هیچ کس از آن غافل نیست و گفتن از آن تکرار مکررات است - موید نکته ی بسیار مهم دیگری نیز است: بانوان سرابله عزم خود را برای حضور دوشادوش مردان در اجتماع و در تفریحات و فعالیت های بیرون از خانه جزم کرده اند و زیباتر اینکه غالب مردان نیز از این حرکت حمایت میکنند.
شاید در نگاهی ابتدایی این حرکت چندان کار بزرگی به نظر نرسد، اما با نگاهی دقیق تر میتوان دید که این حرکت میتواند گام نخست حرکت های بزرگتر باشد. این سنت نیک از دو سه سال قبل با پیاده روی عده معدودی از بانوان آغاز شد که با تشکیل یک گروه پیاده روی هر شب به انجام این کار می پرداختند. در ابتدای کار مخالفت های بسیاری با آن ها شد و خیلی از کسانی که دایره ذهنشان بسیار محدود بود سرسختانه مخالف این کار بودند و خیلی ها به همسران و دختران و خواهران خود اجازه شرکت در این کار را نمیدادند. چندین نفر حتی تهدید کرده بودند که در طول مسیر برای بانوان مزاحمت ایجاد خواهند کرد و عده ای نیز با سلاح تمسخر سعی در متوقف کردن این کار داشتند اما کوه اراده ی آن گروه کوچک مرتفع تر از آن بود که با این سنگ اندازی ها فرو ریزد و آرام آرام بر مخالفت ها چیره شدند و روز به روز بر تعداد آن ها افزوده شد تا جایی که امروز همه بانوان شهر به صورت خودجوش شب ها به پیاده روی میروند. این نماد بارز فرهنگ سازی ارام و خزنده در بسترهای اجتماع است و چه نیکوتر است که این کار خودجوش و بدون هیچ فراخوان و جایزه و تشویقی صورت میگیرد.
زیباتر اینکه فکر جمعی نیز با این حرکت موافق است. پس از ایجاد این فرهنگ درست، در طول این مدت نه کسی مزاحمتی برای این بانوان ایجاد کرده و نه واکنش تندی به این حرکت نشان داده شده است. بانوان پس از طی کردن یک روز که با مشغله های خانه داری و برای بعضی دیگر سختی کار در بیرون همراه بوده است، برای چند ساعت هم که شده در کنار خانواده، دوستان و آشنایان با خیالی آسوده به حفظ سلامتی خود و گام گذاشتن در مسیر تندرستی میپردازند و برای لحظاتی هم که شده ذهن خود را از هرگونه افکار آزار دهنده ای رها میسازند. هم این کار سبب ساز آرامش ذهنی و افزایش روحیه برای آنان شده و ایجاد محیطی آسوده و شاد را در خانواده به دنبال دارد.
این حرکت زیبا و فرهنگ سازی نیکو نیاز به حمایت همه دارد. مسئولان شهری باید در هرچه امن تر کردن همه مسیرها اهتمام ورزند. مسیرهای پیاده روی باید دارای نور کافی و سطح مناسب باشند. همچنین شهرداری باید به ایجاد وسایل ورزشی در پارک ها و فضاهای سبز و در مسیرهای پیاده روی بپردازد تا بعد از هر پیاده روی مدتی نیز به ورزش با وسیله ها نیز روی آورند. متاسفانه در بعضی از مسیرها پیاده رو وجود ندارد و ورزشکاران مجبورند از کنار خیابان عبور کنند که این کار خطراتی را در پی دارد. انتظار زیادی نیست که از مسئولان بخواهیم مسیری را مخصوص و ویژه برای پیاده روی با امکانات و وسایل ورزشی درست کنند تا هرچه بیشتر به ترغیب مردم برای این کار بپردازند.
از سوی دیگر متاسفانه رسانه ای که آنچنان باید و شاید به پوشش این کار بپردازد وجود ندارد. این فرهنگ سازی و حرکت زیبا متاسفانه گمنام مانده است و هیچ رسانه ای در سطح استان آن را پوشش نمیدهد. باید با رسانه ای کردن این حرکت و انتشار آن باعث ایجاد این فرهنگ در همه جای استان و حتی کشور شد تا بانوان سایر نقاط نیز بتوانند از اوقات خود بهره برداری بیشتری کنند و فرهنگ ورزش کردن در جامعه ما که اکثرا یکجا نشین شده و بیماری و تنبلی و سستی به دنبال آن به وجود آمده است، جابیفتد و افزون بر آن فرهنگ حضور بانوان و ورزش کردن آنها همه گیر شود.
به هر حال این حرکت سرآغازی است برای فعالیت های بیشتر. خوشبختانه بعد از این اقدام شاهد ایجاد گروه های کوهنوردی، شنا، و پیاده روی عصرگاهی به تپه ها و طبیعت اطراف شهر نیز هستیم و حتی چند تن از بانوان نیز همراه با گروه های کوهنوردی مردان به فتح قله های استان و حتی خارج استان نائل شده اند و همین چند وقت پیش شاهد فتح قله دماوند توسط چند تن از بانوان سرابله بودیم که این خود افتخاری بس عظیم برای ماست. جای بسی خوشحالی است که بانوان سرابله با وسعت دید خود را از قید و بند سنت های قدیمی و فکرهای پوسیده رها کرده اند و عزمی همگانی را در راه احقاق حقوق خود و حضور در اجتماع برابر با مردان جزم کرده اند. به امید آن که این حرکت بسترساز حرکت های بیشتر و این فرهنگ سازی سرمشق جامعه در فرهنگ سازی در همه زمینه ها باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1394/05/25 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
تقدیم به تمام دختران سرزمینم
هم آنان که از ابتدای بشریت تاوان گناه نکرده را پس میدهند و ضعیفه خوانده میشوند تا ما مردان نشئه از خودبرترپنداریمان راه اعمال هرگونه زور و تحمیل را برای خود باز کرده باشیم و تنها به جرم دختر بودن و به گناه جنسیتشان آنان را در قفس کنیم. گناه هرزگیمان را به پای آنها بنویسیم و به خود اجازه دهیم پوشششان را تعیین کنیم و خود آزادانه و بدون هیچ حدی همه کار کنیم.آنان که عشق میکارند و خیانت درو میکنند. مادری میکنند و بی مهری می بینند. به همه محبت میکنند اما در نهایت دل نازکشان میشکند و تنها میشوند.
آنان که هر زمان نیاز داشتیم خواهر، هرگاه زبون و نالان گشتیم مادر، و هرگاه تنها و بیکس شدیم همسر شدند. دشوارترین کار یعنی اداره امور منزل و بزرگ کردن فرزندان را بر عهده آن ها گذاشتیم و دستشان را از اجتماع کوتاه کردیم و در خانه حبسشان نمودیم تا دستشان در جیب ما باشد و به این بهانه باز هم منت بر سرشان بگذاریم و خستگیمان را بر سر آنها آوار کنیم.
به آنان گفتیم اجتماع پر از گرگ است و حجاب که نداشته باشی، سایه یک مرد که بالای سرت نباشد، قدم که بیرون بگذاری، بلافاصله دریده میشوی اما هرگز نگفتیم که خود ما همان گرگ ها هستیم. خود ما هستیم که جامعه را آنقدر برایشان ناامن کرده ایم که اکثرا ترجیح میدهند در گوشه خانه زمان بگذرانند. آنان را از ابتدایی ترین حقوقشان محروم کرده ایم و این باور را القا کرده ایم که زن فقط برای پخت و پز و بزرگ کردن فرزندان است و اینگونه اعتماد به نفسش را برای حضور در اجتماع سلب کرده ایم. اما به چشمان خود دیده ایم و با قلب خود ایمان داریم که زنان هیچ چیزی کمتر از مردان برای حضور در اجتماع ندارند و در هر بزنگاهی که بوده اند توانسته اند تاثیری بس شگرف بگذارند.
کدامیک از ما چند دقیقه را پای درد دل مادر، خواهر و یا همسر خود نشسته ایم و از نامهربانی ها و ناملایمت هایی که بر آنها رفته از زبان خودشان شنیده ایم؟ سفره دل پر دردشان را تاکنون شده که برایمان باز کنند تا بفهمیم که چه بر سرشان آورده ایم؟ آنان که تا به سن 9 سالگی میرسند به یکباره باید بزرگ شوند. باید بفهمند. باید بچگی را به یکباره کنار بگذارند و خانم شوند. هر آن چه که دلشان میخواهد باید در دلشان بماند. شیطنت هایشان را باید دفن کنند تا مبادا متهم به سبکسری شوند. خنده و قهقهه را باید از یاد ببرند تا مبادا نامحرمی با شنیدن صدای خنده آنها تحریک شود. همواره باید مراقب باشند تا کسی به آنها نگاه نکند و شگفتا که تاوان نگاه هرزه دیگران را از آنان میگیرند.
ما مردها بیش از آنچه که تصورش را کنیم به زنان و دختران مدیونیم و وظیفه انسانیمان است که در احقاق حقوقشان به آن ها کمک کنیم. این حس برتری صرفا به دلیل جنسیت را از خود دور کنیم و کمک کنیم که آنان نیز چون ما در اجتماع حضور یابند و همچون ما آزاد باشند. ما بیش از اینها به آنان مدیونیم.سهم آنان از امکانات تفریحی،آز ادی های اجتماعی، فضاهای ورزشی و ... بسیار اندک است. مسئولان باید زمینه ها را برای حضورشان در اجتماع ایجاد کنند. خصوصا برای دختران جوان و نوجوان که در شهرهای کوچک عملا هیچ امکانات رفاهی و تفریحی ندارند و سنگینی نگاه متعصبانه سنت را بر زندگی خود احساس میکنند.
از نماینده مجلسی پرسیدند تا کی قانون چند همسری مردان را ادامه خواهید داد؟ جواب داد تا زمانیکه هیچ زنی حاضر نشود همسر دوم شود. خود دختران و زنان نیز باید همت کنند. باید خود را باور داشته باشند. متاسفانه عدم اعتماد به نفس کافی و ندیده گرفتن توانایی های خودشان دلیل اصلی این تبعیض جنسیتی است. بارها دیده ام که خود زنان به زنانی که رانندگی، ورزش و یا فعالیت های اجتماعی انجام میدهند طعنه میزنند و آنان را سبک میخوانند یا باور ندارند زنی بتواند این کارها را انجام دهد. در ابتدای کار خود زنان باید هوای هم را داشته باشند.

فارغ از همه این بحث ها، روز دختر، روز تجلی ظرافت آفرینش خداوند، روز زیباترین آفریده های هستی، روز مادران آینده سرزمینمان، روز خواهرهای دوست داشتنی، روز شیطنت های دزدکی و آزادی های یواشکی، روز دل هایی به وسعت عشق، روز قلب های تپنده زندگی بر همه ی دختران مبارکباد


.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1394/05/25 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
تابستان امسال تنها فرقی که با سال های قبل داره گرمای بیش از اندازه هوا و رطوبت عجیب غریبشه وگرنه مثل همیشه شبا تا حدودای 4 و 5 بیداریم و ظهر حدود 12 و 1 بیدار میشیم و تا عصر با واتساپ و اینستا و تلگرام و لاین و یه ذره ننه فیسبوک و عصر حدود 7 و 8 میریم بیرون یه چرخ الکی با دوستامون میخوریم و شب حدود 9 و 10 میریم یه جا جمع میشیم تا 12 و 1 و بعد هم میایم خونه با فیلم دیدن یا دوباره دنیای مجازی و بعد دوباره تکرار همین برنامه. حالا این وسط یه باشگاه یا استخری میریم
این برنامه واسه کسایی مثل ماست که تو شهرای کوچیک و بدون امکانات هستیم. هیچ جایی نیست که بریم دوساعت سه ساعت خوش باشیم و سرمون گرم شه. امکانات پایین باعث شده یا تو خونه باشیم یا الکی یه جا بشینیم. پیست دوچرخه سواری، سینما، شهربازی، چمن مصنوعی، یه پارک بزرگ با امکانات حداقلی، مجتمع تفریحی تجاری یا حتی یک مرکز خرید که چرخ زدن های الکیمون هم بچسبه وجود نداره. سه تا سالن ورزشی و تنها استخر موجود هم شرایطشون اصلا خوب نیست. فقط یکی از سه سالن ورزشی حداقل های لازم رو داره. دوتای بعدی از لحاظ فضای فیزیکی مثلا کفپوش در حد فاجعه هستند.وضعیت بهداشت استخر هم اصلا مناسب نیست و اکثر شناگران در آستانه ابتلا به امراض پوستی هستند.
وضعیت برای دختران و بانوان به مراتب بدتر است. اگر امکان دوچرخه سواری و استفاده از باشگاه ها و سایر اماکن به صورت حداقلی برای آقایان وجود دارد، برای بانوان فضاهای ورزشی و تفریحی در حد صفر است و اکثر دختران و بانوان شهر به اجبار خانه نشین شده اند و تمام سرگرمی آنان نشستن های عصرگاهی و گاها شبانگاهی در منزل یا پارک محل و شرکت کردن در بحث های غالبا الکی و گاها جنجال برانگیز است که همین خانه نشینی غالبا سبب تضعیف روحیه و کاهش اعتماد به نفس برای حضور در اجتماع میگردد و به تقویت این باورغلط دامن میزند که زن فقط برای داخل خانه است و همین گونه او را از ابتدایی ترین حقوقش محروم میکنند. هرچند که فرهنگ نیک و رسم بسیار ستودنی پیاده روی شبانه اندکی باعث فعالیت بانوان و ایجاد امکان ورزش برای آنان شده است و میتواند سرآغازی برای حضور هرچه بیشتر زنان در اجتماع باشد و وظیفه همه است که با حمایت از این فرهنگ راه را برای ایجاد فعالیت ها و کارهای بیشتر باز کنند.
شاید عده ای بگویندهمین ها هم زیادیست و راضی باش.اینا نبود چکار میکردیم؟ با شنیدن این حرف باید گریست. کسی که به چیزی هزار بار کمتر از حقش راضی است و با گفتن این جمله امکان هرگونه ادعا برای طلب حق را نه از خود که از دیگران نیز میگیرد. ابتدایی ترین حق هر جوان تامین شدن امکانات تفریحی برای استفاده بردن از وقتش است که متاسفانه ما از آن محرومیم و غالبا وقتمان به بطالت میگذرد و بعضی هایمان که حواسشان یه خورده جمع نیست به دام اعتیاد نیز می افتند. اگرچه گناه خودشان کم نیست اما غالبا اگر تفریح مناسبی داشته باشند و وقتشان پر باشد به سراغ این کارها نمیروند.
به هر حال صدای جوانان ما سال هاست به گوش کسی نرسیده. ابتدایی ترین حقوق یک جوان به او داده نشده است و اکثرا جوانان را یا در قهوه خانه ها میتوان دید یا در گوشه پارک ها در حال مصرف مواد. قضیه آن جا جالب تر میشود که مدتی یکبار نیروی انتظامی طرحی برای جمع آوری و بستن قهوه خانه ها میدهد اما غافل که این پاک کردن صورت مسئله است. این قضیه باید بنیانی درست شود. تا زمانیکه یک جوان 24 ساعت وقت خالی داشته باشد که هیچ گونه برنامه ای برای پر کردنش نباشد، ریشه کن کردن اعتیاد بیشتر به یک شوخی میماند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1393/06/25 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
بعد از یک سال درس خوندن و زجر کشیدن و بالا و پایین رفتن و فراز و فرود های فراوان ما هم کنکور دادیم و راحت شدیم. امسال سختی زیاد کشیدیم. کنکوری باید باشی تا بفهمی چی میگم. صبح زود از خواب بیدار شدنا، روز تعطیل نداشتنا، استرس دائمی تا زمان اعلام نتیجه، چندین و چند ساعت پشت سر هم سر از کتاب در نیاوردنا، حرف های خانواده و مردم، نا امیدی، امید دوباره، زمین خوردنا و دوباره بلند شدنا، روزشماری تا کنکور، به هر دری زدن واسه حتی یه نکته که بتونی یه تست بیشتر بزنی. همه و همه رو یه کنکوری میفهمهو سختی های این راه که حالا از سر گذشتن و رسیدیم به دانشگاه

از امسال درس های زیادی گرفتم. اینکه واسه هدفت باید اراده محکمی داشته باشی. چناری که با هیچ بادی حتی سهمگین هم نلرزه. بعد از اون هرگز نباید نا امید شد. نا امید که شدی کارت تمومه. همیشه حتی تو بدترین حالت باید امیدتو حفظ کنی و ناشنوا باشی در مقابل کسانی که فقط حرف از نا امیدی میزنند.

به همه دوستای عزیزم که دانشگاه قبول شدن تبریک میگم از صمیم قلب. امیدوارم این موفقیت آخرین موفقیت تو زندگیشون نباشه. تو هر جایی که هستن بدونن که دلم واسشون تنگ میشه و از خدا میخوام که همیشه پرچمشون بالا باشه. امیدوارم یه روز همدیگه رو  ببینیم.
دوستانی هم که نتونستن به هر دلیلی برن دانشگاه نا امید نشن. دنیا به آخر نرسیده. میتونن دوباره بلند شن و ادامه بدن. از همین جا بهشون میگم که مطمئن باشن امسال میتونن موفق بشن. فقط خودشون و توانایی هاشون رو باور داشته باشن. از خدا میخوام هر آنچه که شایستگیش رو دارن بهشون بده.

امسال دوستامون عالی بودن. برق و مکانیک و دبیری و شیمی و صنایع و . . . داشتیم. من هم که به لطف خدا نفت شیراز قبول شدم. انشاالله همه موفق باشن


به یادت آرزو کردم
که چشمانت اگر تر شد
به شوق آرزو باشد
نه تکرار غم دیروز




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1393/05/3 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
به سلامتی همه بچه های گل و درجه یک دبیرستان رازی خصوصا اونایی که امسال پیش دانشگاهی بودن. بچه های بی نظیری که چند ساله باهاشون زندگی میکنیم. تو دنیا لنگه ندارن. امیدوارم همیشه لبشون خندون باشه و دلشون شاد
آپلود عکس,اپلود عکس,آپلودعکس,آپلود" alt="" />

به سلامتی داداش علی خشکاب دوست داشتنی که از اینجا رفت و دیگه پیشمون نیست اما امیدوارم هرجا هست پرچمش بالا باشه
آپلود عکس,اپلود عکس,آپلودعکس,آپلود" alt="" />




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1392/05/11 :: نویسنده : رضا شیرخانی       

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدادوست دارم

اما.....

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1392/01/24 :: نویسنده : رضا شیرخانی       

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛

گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !

هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛

کـــه دریـــده شـــده ایــــم



این روزها پر است از انسانهایی با ظاهر زیبا

که هر روز لباسی نو بر تن میکنند

ولی نزدیکشان که میشوی

بوی کهنگی اندیشه هایشان

خیلی آزارت میدهد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1392/01/23 :: نویسنده : رضا شیرخانی       
دوستی با مار و عقرب رقص کردن با نهنگ

شام خوردن با شتر کشتی گرفتن با پلنگ

لخت بودن در زمستان ناخوش اندر بهار

زیر کرسی در تموز در خزان رفتن به جنگ

سال ها ماندن بلا تکلیف در زندان فقر

نوش جان کردن جای نان خاشاک و سنگ

M . A . A (11) T




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
درباره وبلاگ

این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقــت خوش افتد همان جــاست بهشت
دوزخ از تــــــیــــــرگی بـــــخــــت درون تـــــــو بود
گــر درون تـیــره نــباشــد همه دنیاســت بهشت

دوستان عزیزی که از وبلاگ دیدن میکنید، با نظر دادن مارا در بهتر اداره کردن این وبلاگ یاری کنید. منتظر نظرات شما هستیم

با تشکر و آرزوی بهترین ها برای شما
مدیر وبلاگ : رضا شیرخانی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ

كد ماوس






فال حافظ


داستان روزانه

Flying Icon
هاست لینوکس